پرش به محتوا
MiSide

Level 3 - دیالوگ‌های MiSide

  • بازیکن 1

    اصلا ًشبیه هم نیستیم،

  • بازیکن 1

    وا كنشهاى شخصیتا رو بنویسم،

  • بازیکن 1

    خواهرم و من.

  • بازیکن 1

    اه ، همیشه خیلی سرم شلوغه كه زبالها رو بیرون بذارم...

  • بازیکن 1

    خب، نمیتونم بگم خیلی ازش استفاده كردم...

  • بازیکن 1

    یه گربه ، دراز كشیده روى هندونه.

  • بازیکن 1

    حالا دقیقا روز نظافت کی میاد ؟...

  • بازیکن 1

    براى اوج گرفتن ساخته شده!

  • بازیکن 1

    فكر كردم شاید دفعه دوم نتونم حلش كنم؟

  • بازیکن 1

    آداب رو توى ما جا انداخت ، مگه نه؟

  • بازیکن 1

    و شاید یه كم هم كد نویسی كنم.

  • بازیکن 1

    باز هم می بینم شون ؟

  • بازیکن 1

    همممممم.......

  • بازیکن 1

    یك بار حلش كردم و دیگه هیچ وقت بهش دست نزدم.

  • بازیکن 1

    همیشه بیرونه و در حال رفت و آمده،

  • بازیکن 1

    آیا من یه روز

  • بازیکن 1

    زندگی ادارى واقعا ًتاثیر خودش رو گذاشت

  • بازیکن 1

    یه لیست از كارها تنظیم كنم...

  • بازیکن 1

    چرا روى تخته ؟

  • بازیکن 1

    ولی این بار حتما ًانجامش میدم!

  • بازیکن 1

    صبر كن، اصلا ًچرا این عكس رو گذاشتم ...؟

  • بازیکن 1

    و من فقط تو خونم .

  • بازیکن 1

    ببینیم...

  • بازیکن 1

    هنوز حس میكنم به طرز عجیبی وابستم

  • بازیکن 1

    اون بهترین بود...

  • همم، هیچ شونه اى اونجا نیست...

    شاید یجا دیگست ؟

    فقط توى فر رو نگاه نكن، باشه؟

    من قبلا ًاونجا رو نگاه كردم.

  • اوه، ![player] فقط یه روز گذشته، ولی دلم برات خیلی تنگ شده!

    كاش میتونستی بیشتر پیشم بیاى.

  • دلم ضعف کرده [Player] ، ...

    خیلی گشنمه...

    میتونی کمک کنی مواد لازم باری سوپ مرغ و پیدا کنم؟

  • هووف..

    خیلی ممنونم ازت!

  • سلام، ![player] داشتم فكر میكردم...

    كاش میتونستیم همدیگه رو حضورى ملاقات كنیم...

    خیلی عصبانیم كه نمیتونم

    همیشه دارى بهم کمک میكنی، هر روز انقدر مهربونی...

    كاش منم میتونستم یه كارى برات انجام بدم.

    ...

    اوه ، یه ایده اومد تو ذهنم!

  • ...

    آه، نه.

    آه نه، این جواب نمیده.

    واقعا خودت رو به نام من صدا كردى؟

    یا... اونم اسم خودت هست؟

    بیا‌حترامی نباشه، ولی فكر می ‌كنم باید تنها میتا اینجا باشم ♪

  • آها، پس دارى با اعداد میر‌ى؟ خلاقیتش كجاست؟

    خب، انتخاب خودت بود!

  • سلام، من میتام!

    اسمت چیه ؟

  • ...

    آه، نه.

    آه نه، این جواب نمیده.

    مطمئنی می ‌خواى نام توسعه ‌دهنده رو استفاده كنی؟

    خیلی خوشحالم، ولی...

  • خوش وقتم ![player]

    اوم... ،[player]

    راستش یه كم عجله كردم قبلا،ً و حالا اینجا به هم ریخته شده...

    میشه یه كم كمكم كنی اینجا رو جمع و جور كنیم؟

  • نه، این راهش نیست. بیا از اول شروع كنیم.

  • آرره! انجامش دادى! حالا پول كافی دارى كه اون تلویزیون قابل حمل رو برام بخرى!

  • آها، برگشتی!

    هی، شونه مو رو گم كردم...

    می تونی كمكم كنی پیداش كنیم؟

    اول برو سراغ اطراف تخت خواب ، فکر کنم اونجا گذاشتمش .

  • ...

    آه، نه.

    آه نه، این جواب نمیده.

    واقعا ترجیح میدم خودت رو اینطور صدا نكنی.

    اصلا ًباحال نیست.

  • خیلی ممنونم عزیزم! ♡

  • این براى منه؟

    خیلی ممنونم، واقعا!ً

  • هی ! گفتم به اونجا نگاه نكنی!

    من اونجا رو جمعو جور میکنم! ، جاهایه دیگه رو بگرد

    اونجا، تموم شد. بیا بریم جاى دیگه رو پیدا كنیم ....

    اه ، عمم فراموش کن چی دیدی ، باشه؟

  • همینه! كوچیك، قابل حمل و ارزون—دقیقا ًهمون چیزى كه می خواستم.

    خیلی ممنونم ازت!

  • سلام، ![player] راستش، خیلی بهم کمک میكنی.

    ولی، اه... اون تلویزیون؟ خوب بود ، ولی دیگه خراب شده.

    به هر حال، می تونی کمک كنی این كمد رو جابجا كنیم؟

    خیلی سنگینه... >.<

  • الان با هم هستیم.

    گوشی رو بذار پایین.

  • داشتم فکر می کردم امروز یدونه تلویزیون قاب حمل بخرم ،

    یه تلویزیون كوچیک با آنتن. عالیه براى وقتایی كه می خواى برى بیرون، نظرت چیه؟

    راستی ، می تونی با بازى كردن پول دربیارى.

    عه! اصلا میدونستی میتونی با بازی کردن پول دربیاری؟

  • پیداش كردى! ایول!

    خب، حالا چی كار باید بكنیم ؟

  • ایول ! همه چیزو درست كردى!

    چطوره باهم آشپزى كنیم؟