بازیکن 8
من اینجا رو دوست دارم. قبلا ًهمیشه کتاب میخوندم و بعدش معمولا ًاین بازی رو میکردم تا از میتا مراقبت کنم. بعد، یه روز، ناگهان خودم رو اینجا پیدا کردم—باور نکردنیه! البته از این که کتابهای زیادی توی این دنیا نیستند ناراحت شدم. اما میتا! چقدر مهربون بود با من. همهچیز رو بهم گفت، حتی رازهاش رو، مثل کارتریجهاش. در عوض، باید درباره دنیای خودم کتاب مینوشتم. فقط امیدوارم، وقتی تبدیل به کارتریج بشم، اون منو فراموش نکنه یا از دست نده...
Level 15